۱۳۹۲ دی ۲, دوشنبه

پودر سفید دعوت 1000000 مرده نفس دار شد

در 3 میلیون نفوس افغانستان 1 میلیون معتاد به مواد مخدر هستند





گزارشگر: احمد خالد خالقی


افغانستان کشوری است که 90 درصد تجارت مواد مخدر را به خود اختصاص داده است وهمین یکی از علت هایی است که افغانستان را همواره به بی ثباتی و نارامی های داخلی و خارجی تهدید میکند، سروی اخیر سال روان که افغانستان را یکی از کشور های فاسد در جهان معرفی میکند و تعداد معتادان در کشور را به 1000000 نفر ضرب میزند گفتنی است که تعداد زیادی این معتادان را قشر جوان، نوجوان و حتا اطفال تشکیل میدهد.
بیکاری، مهاجرت ها، جنگ های اخیر، مشکلات روانی علت هایی است که زیادی از جوانان کشور را وادار به استعمال چرس و دخنیات مینماید به گفته تعدادی از معتادان بی بندباری دولت در قبال شان باعث شده که تعدادی به مهاجرت ها رفتند و تعدادی هم از بیکاری و فشار روحی به استعمال مواد مخدر رو آورده اند. این در حالیست که دولت افغانستان تاحال هیچ پروسه جدی را برای ازمیان برداشتن مواد مخدر به راه نه انداخته است.
افغانستان در این اواخر به خصوص در رسیدن به سال 2014 چالش های جدی را تهدید شده میرود اما تا حال هیچ اقدام کامل برای ریشه کن ساختن یکی از این چالش ها صورت نگرفته است. تعدا معتادان در کشور که به 1000000 نفر تخمین زده شده است اما دولت جمهوری افغانستان با تمام شفاخانه های دولتی و خصوصی خود تنها 10000 نفررا معالجه سالانه میتواند.
به گفته یکی از کارکنان وزارت مبارزه علیه مواد مخدر شفاخانه های دولتی و خصوصی تنها 10000 این رقم بزرگ را معالجه میتواند و این درحالیست که باتمام امکانات وزارت مبارزه هنوز هم نمی تواند پاسخ به نیازمندی های مردم باشد.
به گفته وی مسوولیت وزارت مبارزه به مواد مخدر تنها یک پالیسی ساز و همآهنگ کننده است و جمع آوری و درمان معتادان مربوط به دیگر ارگان های حکومت میشود.
علت روزافزون اعتیاد به مواد مخدر:
به گفته کارشناسان و مردم کم توجهی دولت افغانستان، وزارت مبارزه علیه مواد مخدر و نیرو های خارجی باعث شده تا استفاده مواد مخدر را درمیان قشر های مختلف جامع افغانستان تیره تر سازد. و مردم را به تجارت یکبارگی این زهر آموخت سازد.
ثریا دلیل، وزیر بهداشت در رابطه به علت روز افزون مواد مخدر گفت:" کوشش کم دولت افغانستان به خصوص وزارت مبارزه علیه مواد مخدر استفاده چرس و تریاک را بیشتر ساخته است همچنان همآهنگی نکردن کشور های همسایه و نداشتن بودیجه مناسب و تعین شده برای پروسه های مبارزه علیه مواد مخدر باعث شده است تا اعتیاد به مواد مخدر سریعتر بدرخشد.
وی افزود:" در حالیکه اعتیاد به مواد مخدر روز به روز بیشتر شده میرود اما دولت با داشتن 95 مرکز تداوی خانه های دولتی و شخصی تنها برای 2305 معتاد به مواد مخدر بستر همزمان تهیه میتواند"
در همین حال طاهر یک معتادی که فارغ تحصیل پوهنتون و زمانی سرطبیب شفاخانه بود علت اساسی معتاد شدن به مواد مخدر و قدرت روز افزون آنرا بیکاری خوانده گفت:" من خودم فارغ تحصیل پوهنتون هستم اما بیکاری مجبورم کرد تا به این عمل زشت رو بیاورم."
بیکاری به حیث یک عنصر زنده چالش های سختی را به دولت افغانستان آورده است و همین همچنان یگانه دلیل اساسی است که تعدادی از جوانان به مهاجرت های گوناگون دست میزنند و اعتیاد مرگ خوا را به دیگران شریک میسازند.
دلیل ها و موانع:
نیروهای خارجی که از سال 2001 بدینسو برای پاک سازی فساد در افغانستان آمده بودند جنگ با طالبان را در الوعیت قرار دادند و علیه مواد مخدر هیچ نوع اقدام جدی نکردند. و این پدیده خطرناک بصورت غیر عادی در این 12 سال بروز کرده که هم اکنون فاجعه بزرگی را تهدید دارد.
به گفته ناتو و نیرو های خارجی دلیل جدی نگرفتن موضوع مواد مخدر به خصوص تریاک دشمنی کسانی که کشت کوکنار میکند را در قبال داشت.
ژان لوک، از مسوولان دفتر مبارزه با مواد مخدر و جرم سازمان ملل در این مورد میگوید:"مساله اعتیاد مساله کوچکی نیست و دولت افغانستان هنوز هم مشکل جدی بودیجه را دارد و به همین علت ما همکاری های خودرا با دولت افغانستان میداشته باشیم چون ایام روبه نزدیک شدن 2014 است و اگراین مساله حل و فصل نگردد باتوجه به وضیعت اقتصادی افغانستان شاید این کشور در حالت بهرانی قرار گیرد".
اگرچه برای افغانستان در نبرد با مواد مخدر پیمودن راهی است یک اندازه طولانی اما باید جلو این پدیده گرفته شود شفاخانه ها، بست ها، بودیجه مشخص و تدابیر لازم برای جلوگیری از اعتیاد به مواد مخدر گرفته شود چون یکی از پدیده هایی که افغانستان را تهدید میکند اعتیاد به دخنیات و مواد مخدر است. 

۱۳۹۱ بهمن ۷, شنبه

قانون کاهش مصارف هنگفت ازدواج ها گم شده است


قانون کاهش مصارف هنگفت ازدواج ها گم شده است

 

سخنگوی دارالانشاء اداره امور:  اگر یک سال قبل اینجا مراجعه گردیده پس تا به حال خدا می داند در کجا افتیده است.




وزارت امور زنان با همکاری وزارت عدلیه٬ وزارت ارشاد٬ حج و اوقاف و وزارت فرهنگ راهکاری را به نام «‍پالیسی کاهش مصارف گزاف ازدواج ها » ایجاد کرده اند.
ازمدت ها به این سو مراسم ازدواج درافغانستان با مصارف گزاف همراه است. حتا برخی ازخانواده ها ملکیت هایشان را می فروشند تا بتوانند مصارف عروسی را تامین کنند.
این مساله سبب نگرانی خانواده ها و بلند رفتن سن ازدواج درکشورشده وبسیاری ازجوانان را مجبوربه مهاجرت اقتصادی به خارج ازکشورکرده است.
برخی ازخانواده ها ازازدواج به عنوان یک کابوس یاد می کنند؛ نگرانی شدید ازمصارف بلند و گزاف درعروسی ها حتا سبب ناراحتی های روانی و جدال های بزرگ میان خانواده های عروس وداماد نیزشده است.
اما با اینکه ازساختن این ‍پالیسی درحدود دو سال سپری می شود؛ اما به نظرمی رسد که تا هنوزاین پالیسی درجامعه تطبیق نشده و تا هنوزشورای وزیران رسما این پالیسی را تصویب نکرده است.
سیده مژگان مصطفوی معیین مسلکی و پالیسی وزارت امور زنان در یک گفت و گو با هفته نامه جوانان فعال با ابرازاین مطلب  که مصارف گزاف عروسی ها تاثیرمنفی درتشکیل خانواده های سالم برای جوانان داشته است افزود:مصارف ازدواج ها مانند طویانه٬ نوروزی٬عیدی و رسم ورواج های دیگرکه واقعا غیرشرعی اند به عنوان فرهنگ تطبیق می شوند. ما برای کاهش این گونه مصارف یک پالیسی که بیشتربه شکل تبلیغاتی است را ایجاد کردیم تا با استفاده ازآن بتوانیم ازدواج ها را آسان بسازیم و جلو مسایل غیرشرعی و اسلامی گرفته شود.

عبدالمجید غنی زاده ٬ رییس قوانین وسطی و قانون گذاری وزارت عدلیه گفت: وزارت عدلیه بعد از اخذ و بررسی قانون فوق آنرا به ریاست امور دارلانشأ شورای وزیران فرستاد تا در آنجا تصویب شود و به پارلمان راجع گردد.
آقای غنی زاده در رابطه به موارد که در قانون گنجانیده شده است  گفت کاهش درمصارف عروسی ها ازقبیل تقلیل درقیمت غدا ها درهوتل ها و محدود بودن شمارکسانی که درعروسی دعوت می شوند ازجمله ی این موارد اند.
درحال حاضرقیمت مینوی غذا برای یک نفردرهوتل ها از۳۰۰ افغانی تا ۱۲۰۰ افغانی است و حداقل درمراسم عروسی درهوتل ها تا ۷۰۰ نفرشرکت می کنند.
موانع:
وزارت امورزنان می گوید راهکارمجادله علیه مصارف گزاف عروسی ها ازسوی آن وزارت به صورت یک پالیسی که بیشترجنبه تبلیغاتی داشت تهیه شد و به وزارت عدلیه جهت بازنگری قانونی گسیل شد؛ اما آن وزارت این راهکاررا به صورت قانون درآورد و به شورای وزیران جهت تصویب فرستاد.
چون این راهکار به صورت قانون درآمده بود٬ شورای وزیران این قانون را مداخله درامورشخصی افراد تلقی کرد و ازتصویب آن ابا ورزید.
رییس قوانین وسطی و قانون گذاری وزارت عدلیه  گفت تا حال به وزارت عدلیه ازتصویب شدن یا نشدن این قانون توسط شورای وزیران خبری نرسیده است.
وی افزود: اینکه  قانون یاد شده یک سال در شورای وزیران مانده است شاید مصروفیت های رییس صاحب جمهور باشد تا تصویب گردد و روی کارآید
قانون کاهش مصارف درعروسی ها درحوت سال قبل ازوزارت عدلیه به شورای وزیران جهت تصویب فرستاده شد ولی تا هنوزازسرنوشت‌‌ آن قانون وزارت عدلیه خبرندارد.
در همین حال محمد رفیع فردوس سخنگوی دارالانشای اداره اموردرمورد سرنوشت این قانون گفت: ما ازمرحله قانون کاهش مصارف گزاف ازدواج ها اطلاعی نداریم و اگر یک سال قبل اینجا مراجعه گردیده پس تا به حال خدا می داند در کجا افتیده است.

۱۳۹۱ دی ۲۶, سه‌شنبه

ظهور رهبران جوان


ظهوررهبران جوان، مسووليت ها و درس هایی تاريخ
 
                                                                                                                 تهیه شده توسط: عبدالاکبر


درحال حاضربرخی ازجوانان با ایجاد تشکل هایی چه سیاسی و چه مدنی درصدد ارایه نظریه های جدید برای سیاست افغانستان اند.
به نظرمی رسد این جوانان که برخی ازآنها درسطح جهانی هم به مثابه جوانان درحال رهبرشدن نیزمطرح هستند می خواهند خودشان را برای رهبری دهه آینده آماده کنند.
اما این رهبران چه تفاوتی با رهبران دهه های ۷۰-۴۰  دارند و انتظارات مردم ازآنان چی است؟
این موضوع را با برخی ازکارشناسان رسانه ای و سیاسی کشورکه اغلب ازقشرجوان اند و درطرح مسایل جدید سیاسی هم نظریه پردازبه شمارمی روند درمیان ګذاشتمږ
خانم ناهید فرید، نماینده مردم درولسی جرگه، آقایان فهیم دشتی روزنامه نگارر، اجمل بلوچ زاده کارشناس سیاسی، داکترمحمد عمرشریفی تاریخ نگار، جامعه شناس و آگاه سیاسی، عبدالغفورلیوال کارشناس مسایل سیاسی و نویسنده، عبدالهادی غزنیوال فعال جامعه مدنی و نظریه پردازسیاسی و داکترنقیب الله فایق فعال سیاسی و نماینده مردم درولسی جرگه.
ناهيد فريد،‌ نماينده مردم درولسي جرگه
جهانبيني آنها نسبت به مسايل فرق كرده است. درعصرارتباطات و درعصرگلوباليزيشن همين جوانان حالا بيشتربه مسايل ملي فكرمي كنند تا مسايل بسيارپايين و پست قوميِ ٬ اين يكي ازنكات قوت جوانان است.
فرق ديگري جوانان امروزبا جوانان آن زمان اين است كه این جوانان افغانستان را با کشورهای  دیگرجهان به مقایسه می گذارند و مي خواهند افغانستان با همان تكنالوژي مدرن، به  همان توسعه و ترقي و پيشرفتي كه كشورهاي ديگردنيا به آنها دست يافتند به آن برسند. جايي اين مساله درآن زمان خالي بود . اگرهمين ديده گاه وجود مي داشت،‌ شايد ما هرگزما به همان بحران هاي اتفاق افتاده مواجه نمي شديم.
امروز هفتاد درصد نفوس كشوررا جوانان تشكيل مي دهند و يك كتله بسياربزرگ هستند.
انتظارديگري كه ازاين جوانان مي رود اين است كه اين جوانان هم تجربه امروزرا دارند و هم علم امروز را دارند و اراده دارند و هم جمعيت بزرگ دارند بايد درپروسه هاي بسياربزرگ مهم اقتصادي و سياسي نقش اساسي و زيربنايي را ايفا بكنند.
دراين شكي نيست كه افغانستان يك كشورديموكراتيك نبود. ما درهمين يك دهه ديموكراسي را به صورت بسيارابتدائي تمرين مي كنيم و اين درپي يك تصميم سياسي كشورهاي اروپايي به افغانستان آمدند. با وجود اينکه يك جريان جديد بود علاقمندان زيادي پيدا كرد و اين جريان جهاني است و امروزديدگاه اكثريت مردم دنيا به همين است.
ما نمي توانيم اين جريان را با جريانهاي چپي وراستي كه دردهه 40-50 وجود داشت مقايسه بكنم. آن جريانها براساس يك ديد گاه به وجود آمده بود.
حاجي عبدالهادي غزنيوال، فعال جامعه مدنی و نظریه پردازسیاسی:

به نظرمن رهبران دهه 70-40 رهبران نظرياتي (فکری) بودند و زياد زحمت كشيدند تا به يك جايي رسيدند. با داشتن يك نظريه خاص كوشش كردند و به نتيجه رسيدند.
بسیاری ازجوانان امروز، رهبران رسانه اي اند. امروزرسانه ها كساني را رشد مي دهند بدون اينكه آن اشخاص زياد مبتكرباشند، كارهاي خوبي كرده باشند و يا قرباني داده باشند.
پارلمان جايي است كه درآنجا جوانان مي توانند كه خوبتررشد كنند وذهنيت رهبري را پيدا كنند و بالاخره اينها واقعا رهبرشوند ويك چيزي كه مردم رادراين وقت پريشان ساخته اين است كه جواناني كه مي خواهند رهبرشوند و يا درآينده مطرح شوند اينها امكانات اقتصادي خوب ندارند،‌ اينها مجبورهستند
به حمایه غربی ها وشرقی ها وپناه ببرند و یا زیرکدام چتری پناه ببرند٬ ازآن منافع مالی پیدا کنند و بالاخره به نفع همان کشورکارکنند.
حالا مهم این است كه چطورمي توانيم رهبران درحال ظهورامروزي را ذهنيت افغاني بدهيم و اينها را چطورمي توانيم خودكفا بسازيم تا اينها براي آينده افغانستان منحيث آدم هاي خود مختارو آزاد فكربكنند و هيچ وقت زيرتاثيركدام مفكوره غربي،‌ شرقي، كمونيستي ویا سرمايه داري نروند. براي اين ضرورت است كه نظام و استخبارات افغانستان ازكساني كه دررشد هستند حمايت مسقيم بكنند و حتاامكانات مالي براي شان مهيا بسازند.
اگرکسانی که درحال ظهورو رسیدن به سطح رهبری هستند ازلحاظ امکانات اقتصادی مجبورباشند و ازجاهای مختلف و بخصوص خارجی ها پول بگیرند و منافع کشورهای دیگررا تامین بکنند٬ مسلما که منافع مردم بیچاره وفقیرافغانستان را تامین نمی کنند.
امروزهم سياست دردست كساني است که دردهه 40 ظهوركردند، امروزنارضايتي مردم هم است و مجبوريت مردم هم كه اين رهبران هنوزرسوخ دارند.
حل مشكلات افغانستان درظهوررهبران جديد است. اين رهبران بايد مخلص باشندو ذهنيت افغاني داشته باشند و دركناراين ذهنيت اسلامي داشته باشند وبايد دولت افغانستان به شكلي ازاشكال هم ازرسانه ها و رهبران جدید حمایت مالی و معنوی کند.
جوانان مبتكرنبايد بدون حمايت مالي مستقيم دولت بمانند٬ اگرمي خواهيم يك افغانستان مترقي داشته باشيم.
داكترمحمد عمرشريفي،تاریخ دان٬ تحليل گرسياسي و جامعه شناس:

جوانان امروزبه شکل غیرمتعارف به سوی رهبرشدن درحرکت اند. ما مي بينيم درجهش هايي كه رهبريت را درطول چند سال گذشته افغانستان شكل داد زيادترمسايل انقلابي مطرح بود تا روند طبيعي كه عنصردريك سيستم مطرح مي شود.  دهه 70-40 فوق العاده يك دهه ايديولوژيك تاريخ افغانستان بود. چه چپي و چه راستي. درهمان زمان هم جوانان رهبرظهوركردند مانند برخي ازقوماندانان جهادي.
درنهايت سيستم ما متفاوت شده است. درلايه اول هيچ جوانان مطرح نيستند. آنها مشروعيت خود را در20 قبل گرفتند و آنها وابسته هستند هم به پول و هم به قدرت و هم به شعورتاريخي.
لايه دو و سه را درتمام جريانات سياسي، اقتصادي و رسانه اي را دراين گپ داخل كنيم و روابط عامه و مهارت ها را داخل كنيم. درلايه اول هيچ جوانان مطرح نيستند. آنها مشروعيت خود را در20 قبل گرفتند و آنها وابسته هستند هم به پول و هم به قدرت و هم به شعورتاريخي.
لايه دو و سه را درتمام جريانات سياسي، اقتصادي و رسانه اي را دراين گپ داخل كنيم و روابط عامه و مهارت ها را داخل كنيم. درلايه اول هيچ جوانان مطرح نيستند. آنها مشروعيت خود را در20 قبل گرفتند و آنها وابسته هستند هم به پول و هم به قدرت و هم به شعورتاريخي.
لايه دو و سه را درتمام جريانات سياسي، اقتصادي و رسانه اي را دراين گپ داخل كنيم و روابط عامه و مهارت ها را داخل كنيم. درلايه اول هيچ جوانان مطرح نيستند. آنها مشروعيت خود را در20 قبل گرفتند و آنها وابسته هستند هم به پول و هم به قدرت و هم به شعورتاريخي.
لايه دو و سه را درتمام جريانات سياسي، اقتصادي و رسانه اي را دراين گپ داخل كنيم و روابط عامه و مهارت ها را داخل كنيم.
حالا بحث ايديولوژيك نيست. اين بحث دردهه هفتاد بي اعتبارشد. ما نسلي هستيم كه ايديولوژي اش را بقا تشكيل مي دهد. زمينه رشد غيرمتعارف است. اگرمتعارف را رشد رهبران دهه 40 تعريف كنيم. حالا بايد داخل سيستم و ازطريق سيستم مطرح شوند. ما يك نسل تقريبا غيرايديولوژيك هستيم.
بحث روابط با خارجي هامطرح شد. درطول 100 سال گذشته افغانستان هميشه يك كشورسبسائيدي بود. در1919 تقريبا 60 درصد درآمد حكومت افغانستان ازطريق ماليات براملاك تامين مي شد. در1979 يك درصد درآمد حكومت ازماليات اراضي تامين مي شد. بنا تمامي پروژه هاي بزرگ انكشافي افغانستان ازكمك كشورهاي خارجي تامين مي شد.
بحث روابط درحد انكشاف بود و همين طوريك بحث مطرح باشد بحث.

فهيم دشتي، روزنامه نگار:

اين جوانان را كه احتمالا مي روند به طرف رهبرشدن و هنوزرهبرنيستند. و رهبراني كه ازدهه 40 -50  تسلط دارند.
يك تعداد ازاين جوانان كساني هستند كه با همان جريان هاي سابق پيوند دارند و مي خواهند ازطريق همان جريانها به جايي برسند. يعني رهبراصلي دردست رهبران ريش سفيد است و اينها هم يك جاي پاي درجريان براي خودبازكرده اند و اينها آينده اي براي خود مي بينند.
يك تعداد جوانان ديگرهستند كه هنوزنمي دانند  چه بكنند. درهمين ساختارهاي سابقه شريك نيستند و درساختارهاي نوو هسته هاي نوي كه به وجود آمده هنوزجرئت نكرده اند كه داخل يك جريان سياسي شوند.
ويك تعداد ديگركساني هستند كه هسته ها را تشكيل داده اند و اينها تعداد شان كم نيست. درشهركابل حد اقل 20 تا 30 تا هسته را تشكيل داده اند و به نحوي اهداف سياسي دارند.
فرق شان اين است با رهبران دهه 40. اگربا همان زمان شان مقايسه كنيم بسيارتفاوت ندارند. همان وقت هم وقتي هسته هابهوجود آمد واكثريت شان جوانان بودند و ازهمان وضعيت موجود ناراض بودند و درپي يك نوع تحول بودند و اين تحول را فكرمي كردند كه ازطريق همان ساختارهاي سياسي مي توانند ايجاد بكنند ولي مبناي كارشان ايديولوژيك بود. تفاوت كه آن وقت مبناي كارسياسي ايديولوژيك بود ولي حالا نيست و بيشترهسته هاي كه ايجاد شده به شكل احزاب سياسي مدرن كه درديگركشورها ايجاد شده بيشترتلاش دارند به همان شكل كاركنند. ساختارعمودي نباشد ويك ساختارافقي باشد و اهداف شان ايديولوژيك نباشد و بيشترهمان چيزهايي كه به عنوان ارزش هاي دنياي نو ياد مي شود همين اهداف باشند مانند ديموكراسي، حقوق بشر،‌ آزادي بيان و امثالهم.
جوانان همان دهه ها هم روابطي با خارج داشتند و مستقل نبودند به دليل اينكه همان فكري كه درهمان زمان آمده بود ازخارج بود و اينها دردورهمان فكرجمع شده بودند ومجبوربودند با همان مبناي فكر، هرجايي كه بود، پيوند داشته باشند. اگراخوان المسلمين بود با مصرو چپي ها با كشورهاي مانند اتحاد شوروي و چين.
حالا اين افكارجديد ديموكراسي و سايرارزش هايي كه شعارداده مي شود، فكري نيست كه ازدرون باشد، ازجاي ديگروارد شده است و حالا هم اينها يك رابطه اي با همان مبناي همان فكردارند واكثريت گروه هاي كه تشكيل شده اند وهمين ارزش ها را شعارمي دهند رابطه هاي دارند با كشورهاي غربي.
حركت هاي فعلي دراينها آدم مي بيند كه همين مشكل قومي رفع يا دفع شود و درتشكل ها نو آدم مي بيند كه افراد ازاقوام مختلف گرد هم آمده اند و شايد مي بينند كه افغانستان ازهمين راه به جاي نمي رسد.
خطركلان به اين نسل كه وجود دارد همين اقتصادي شدن سياست است و سياست سرمايه زده شده و حالا بيشتردرسياست همان كس حرف اول رامي زند كه سرمايه بيشتردارد. و اين جوانان كه تازه به سياست روآورده اند همين امكان اقتصادي را ندارند و به همين دليل فكرمي  كنم كه تا يك دهه ديگرهمين رهبران ويا وابسطه هاي خانواده گي وقومي همين رهبران كنترول را كاملا دراختيارداشته باشند ولي به احتمالا كه تا يك دهه ديگرتحولات سياسي به جاي مي رسد و نسل جوان درتمام صحنه ها مي آيند و ممكن است كه اين جوانان دريك حدي رسيده باشند كه نسل خود را قناعت بدهند كه دنبال سرمايه دارها نروند.
........
اجمل بلوچ زاده، تحليل گرسياسي و فعال جامعه مدني:

رهبران دهه 70-40 دربسياري ازموارد ازهمان طرزالعمل ها، اساس نامه ها و خواسته هاي كه درابتدا داشتند دربرابرافغانستان به دورشدند. و اينها باعث شد كه يك نسل را تربيه بكنند و به وجود بيايد كه فراربكنند ازمسايل قومي، زباني و سمتي و بيشتردرهمان چهارچوب هاي خود را تعريف بكنند كه افغانستان شمول باشد و تلاش به همين است كه آن كمبودي وكاستي هايي را همان رهبران داشتند پربكنند. تفاوت ديگركه اين نسل مي تواند داشته باشد اين است كه اين نسل با شرايط روز با تكنالوژي امروزي و با جهان بين المللي ارتباطات بسيارنزديك دارد و مي توانند بدون ازتعصب و ايديولوژي با بسياري ازكشورها و جوامع منافع شان را تامين بكنند و سياست گذاري ها را طوري داشته باشند كه بتوانند ديد گاه هايي را كه درافغانستان مطرح مي شو........
بسيارازجوانان ازخانواده ها و سياست هايي كه بيشترقومي بود مسلما كه متاثرهستند ولي وقتي دريك جمع قرارمي گيرند آن جمع بسياري ازافرادي هستند كه به جريان سياسي آسيب نرسانند. ولي به هرحال اين جوانان ازيك طرف آگاهي دارند و كمبودي هايي درسطح رهبري وجود خواهد داشت و هنوزهم جامعه بدوي و قومي افغانستان طوري است كه بزرگ سالاري را بيشترترجيح  مي دهيم تا جوان سالاري آيا پذيرش اين را دارند كه جوانان را به عنوان رهبربپذيرند و بايد بسياركاركرد تا جوانان را به حيث رهبربشناسند و اگرجوانان منسجم ترحركت بكنند و افكارنو ارائه بكنند مسلما كه جايگاه شان مستحكم ترخواهد شد.
بدون شك نظامي را كه ما انتخاب كرديم نظام بازارآزاد است و بيشترذهنيت هاي ليبراليستي است و مفاهيم ديگري شعارشده و دربسياري ازموارد گفته مي شود كه وارداتي است و انديشه هاي سرمايه داري وجود داشته ما نباشم و حضورتمام اينها و وقتي بحث مي كنم وضعيت نا مطلوب و اگرمساله اي را بحث مي كنيم بيشترغرب را بحث مي كنيم و مدل هاي غربي را كارمي كنم و جنبش هاي حقوق بشري را به حرحال كاري را كه رهبران جوان مي توانند انجام بدهند اين است كه اين مفاهيم وارزش ها را پذيرفتني بسازند و بومي شوند و تا بتوانم كه اين ارزش را تعريف كنيم كه اين ارزش هاي بين المللي اند واگرما.


اگرما اين را تعريف نكنيم ما به يك چالش فراربكنيم و مفاهيم درست بومي شده نمي تواند و آن خواست گاه ها بيشتركارصورت گرفته است و به مراتب و تكراربه شكست مواجه شديم و  نظامي را كه ما تحقق مي بخشيم همان نظام سرمايه داري است كه بيشترشكست خورد و طبيعي است كه ازابزارهاي ديني استفاده مي كنند و بيشترمشكل سازاست.
هدف خارجي ها را تامين مي كنند.
..........
عبدالغفورليوال، تحليل گرسياسي ورييس مركزمطالعات منطقوي افغانستان:

بزرگترين تفاوت دربين اين دونسل رهبري كننده اين است كه آن نسل دريك بسترجهاني بسيارخاص به نام بسترجنگ سرد به وجود آمدند و ظهوركردند ويكي ازطرف هاي جنگ سردشدند. ما متاسفانه درافغانستان رهبرملي كم داشتيم ودردهه 30 به بعد. گرچه ما احزاب ملي داشتيم ولي آنها نتوانستند به صورت مستقل يك جريان فكري و سياسي را درافغانستان با موفقيت رهبري كنند. به همين خاطررهبران دهه 40 به يكي ازبلاك هاي جنگ سرد متمايل شدند، حتا استخدام شدند و همين استخدام همان رهبران سرنوشت سياسي آنها را درافغانستان تعيين كرد. چون بحران افغانستان ريشه درجنگ سرد داشت اين رهبران دوران جنگ به عوامل بحران تبديل شدند به همين خاطرذهنيت عامه درمورد اينها مساعد نيست؛ بلكه مردم فكرمي كنند كه اينها رهبران بحران زا بودند؛ اگرچپي بودند، اگرراستي بودند واگرافراطي بودند واگرمعتدل بودند.
اما فرق عمده اي كه نسل نوين با همان نسل دارد اين است كه اينها بيشتردريك بسترگلوباليزيشن(جهاني شدن) قراردارند وبيشترجهاني فكرمي كنند و همان وابستگي را همان رهبران با يكي ازآن بلاك ها داشت اينها نداشته باشند، ايجاد يك طرزتفكرو بستررهبري كنند درراستاي منافع ملي و ارزش هاي ملي بيشتراست و ما بايد توقع و انتظارظهوررهبران ملي را داشته باشيم نسبت به دوران جنگ سرد.
يك تفاوت جدي ديگراين است كه درهمان زمان ظهوررهبران تمايل به يكي ازبلاك ها بود، كارآنها آسان بود. آنها نظريه، ايديولوژي و طرزتفكررا يا ازغرب يا ازشرق و يا ازسايربلاك هاي شديدا ايديولوژيكي "كاپي" ( copy) مي كردند واينجا "پيست" (Paste)  مي كردند، يعني آنها نظريه هاي توحيد شده ديگران را اينجا مصرف مي كردند.
ولي بايد امروزي هبران جوان بايد خود شان فكرتوليد بكنند، نه اينكه فكرديگران را مصرف بكنند. به دليل اينكه مصرف طرزتفكرسياسي ديگران وقت اش گذشته است. و تمام افكاررهبران جوان بايد افغانستان محورو افغان محورباشد، يعني براي سعادت افغانها و افغانستان باشد. به همين خاطركاراينها دشواراست؛ زيراكارشان تخليق است، ايجاد است، ايجاد تفكربراي افغانستان است.
اما ازلحاظ تخنيكي رهبران امروزسهولت هاي زيادي نسبت به همان رهبران دارند. فضاي نسبتا باز و ديموكراتيك و امكانات تفاهم و كمونيكشن بسياراست بخصوص انترنت، تيليفون موبايل،‌ صفحات ارتباط جمعي و تلويزيون و رسانه ها و به همين خاطرفكرمي كنم كه زمينه به خاطر تفاهم ورسانيدن فكربراي جوانان امروزي و رهبران امروزي بسياروسيع ترو خوبتراست.
اين بزرگترين اشتباه رهبران جوان خواهد بود كه يك مدل بيروني را كاملا درافغانستان تطبيق بكنند. آن بالاپوشي كه براي اروپايي ها دوخته شده بياورند به جامعه افغاني و اگركلاني كرد، بازاين را (جامعه افغاني)‌ را كش بكنند و اگركوتاهي كرد، دست و پايش را ببرند. اين اشتباهي بود كه هم رهبران كمونيست و هم رهبران مخالف آنها درافغانستان انجام دادند. مدل هاي افراطي را ازبيرون آوردند و خواستند دريك جامعه استثنايي و غيرآماده شده تطبيق بكنند وافغانستان را شديدا به بحران بردند.
رهبران جوان امروزنمي توانند مدل سويس، جرمني و فرانسه را اينجا تطبيق بكنند. افغانستان يك كشوراستثنايست وامكانات، ارزش ها محروميت ها ونقش هاي كاملا استثنايي وجود دارد و تا طرزتفكرسياسي را دراينجا درهمين خاك ومطابق به آب و هواي همين خاك نكاريم وبسيار با دقت آن را
بزرگ نسازيم، و با ارزش ها،‌ امكانات، منابع،‌ خواست ها و طرز تفكرو خاصيت رواني اين مردم تطبيق نكنم و وفق ندهيم، من فكرمي كنم كه بحران را شديدترمي سازيم. به همين خاطرمن فكرمي كنم كاربرد امكانات جهاني خوب است به خاطريك طرزتفكركاملا افغاني.
/////////////////////
داکترنقیب الله فایق٬ نماینده مردم درولسی جرگه و فعال سیاسی:

اعتماد و باورمردم نسبت به نسل جوان کشوررو به افزایش است و ادامه خواهد داشت. مشکلی که فعلا درقسمت رهبران جوان جدید و یا رهبران جوان درحال ظهوروجود دارد این است کسانی که بیشترازنظرمردمی مطرح هستند همان جوانانی اند که به خانواده های رهبران کنونی تعلق دارند. اینها چانس بیشتررهبری را درآینده دارند. به باورمن این طیف ‌آدم ها بیشترمطرح می شوند تا سایرجوانانی که ازنظرمسلکی ٬علمی و توانمندی های  مدیریتی مطرح اند و حمایت های مردمی به تناسب آنها ندارند.
رهبرانی که دردهه های ۷۰-۴۰ به وجود  آمدند بنا برضرورت زمان حمایت های مالی کشورهای خارجی را داشتند و ممکن نبود که چنین  رهبرانی به وجود  آید. آنان بیشتررهبران حزبی٬‌قومی و مذهبی بودند. اما جوانانی را که امید می رود رهبرشوند و کسانی که ازخانواده رهبران هستند بیشترآموخته اند بیشتربه مسایل آزادی بیان٬ حقوق بشری و استقلالیت افغانستان بسیارباورمند هستند و دراین راستا حرکت خواهند کرد.
به باورمن تفاوت این ها این است  که اینها بیشتربه افغانستان و افغانستان شمول بودن مسایل اهمیت می دهند.

۱۳۹۱ دی ۱۶, شنبه

بیجا شده گان: مساعدت های زمستای برای ما کافی نبود


مساعدت های زمستانی برای بیجا شده گان کافی نیست
 

مساعدت های عاجل زمستانی برای 440 خانواده مهاجرخیمه نشین ازسوی وزارت امورمهاجرین و عودت کننده گان به همکاری اداره عالی سازمان ملل در امورمهاجران (UNHCR) درشهرکابل توزیع شد.
هفته قبل، یک طفل درخیمه های مربوط به بی جا شده گان براثرسردی هوا و کمبود امکانات رهایشی جان اش را ازدست داد.
هر سال هوای سرد زمستان در افغانستان، افراد نهایت آسیب پذیر شامل مردمان شهری بی بضاعت، بیوه ها، معلولین، سالخوردگان، اطفال و بیجاشدگان داخلی را با خطر مواجه میسازد. هوای سرد زمستان سال 2012 میلادی سبب مرگ تعداد زیادی از افراد، شامل ده ها طفل که در محل های بودوباش غیررسمی بسر میبرند گردید. طبق آمار، سال گذشته حدود 100 نفرازبی جا شده گان جان های شان را درکابل ازدست دادند.
درحالی که این کمک ها برای بی جا شده گان صورت می گیرد، خیمه نشینان شهر کابل به می گویند کمک و مساعدت های که  از سوی ارگان های مختلف برای آنها صورت می گیرد کافی نیست و مشکلات اساسی رهایشی آنها را حل نمی کند.
زبیر، یکی ازخیمه نشینان درشهر کابل با انتقاد ازنحوه ی مساعدت ها گفت:" این نهاد ها به بهانه های مختلف همه ساله کمک های ناچیز را برای بی جا شده گان ارائه می کننند، اما این کمک ها کافی نیست و ما را ازمشکلات نجات نمی دهد."
داکتر جماهیر انوری، وزیر امور مهاجرین و عودت کننده گان کشور که هفته قبل به مناسبت آغاز توزیع این دورکمک های زمستانی به مهاجران وخیمه نشینان درباغ شهرآرای کابل سخن می گفت ازارائه کمک ها برای مهاجرین درسرتاسرکشورخبرداد.
وی گفت: "کمک های ما به 34 ولایت افغانستان بل الفعل ادامه دارد و هدف اساسی ازراه اندازی برنامه ما اینست تا بتوانیم مساعدت های زمستانی را به بیجاشده گان داخلی کشور داشته باشیم که به واسطه همین مساعدت ها مشکلات ابتدایی خانواده های بیجاشدگان را حل نموده بتوانیم."
وی افزود: "در نتیجه تلاش های همآهنگ شده دولت افغانستان و جامعه بین المللی، ده ها هزار خانواده مساعدت های لازم زا دریافت نموده اند. با وصف آن، جهت رفع نیازمندی های افراد آسیب پذیر و بیجاشده در جریان فصل زمستان به نظارت نزدیک و منابع بیشتر ضرورت است."
وزیرامورمهاجرین و عودت کننده گان درمورد مشکلات مهاجران گفت:"موضوع کل مهاجرین مربوط به خدمات بشری وهم مقطع ای میشود. ما راه های حل اساسی را جستجو داریم اما تمام امور مربوط وزارت مهاجرین نمیشود .عناصری هستند که بر میگردد به وزارت داخله، ریاست شاروالی. پس ما با همآهنگی و کمک این ها میتوانیم یک راه حل اساسی و تهدابی را به وجود آوریم."

محمد نادر فرهاد، سخنگوی دفترافغانستان اداره عالی سازمان ملل متحد برای مهاجرین در رابطه به چگونگی توزیع این مساعدت ها گفت:" ما شش میلیون دالر را برای تمام مهاجرین و خیمه نشینان شهر کابل تعین نمودیم که 40هزار نفر میرسند و  تا اکنون برای 32000 نفر کمک های زمستانی صورت گرفته است و به 8000 نفر دیگر نیز این کمک ها جریان دارد تا اینکه هیچ خانواده ای بی مساعدت نماند."
اما وی با توجه به حجم زیاد مشکلات مهاجران وکافی نبودن کمک های آن سازمان گفت:"با وصف این کمک ها بازهم خانواده های مهاجر با مشکلات دست و پنجه نرم دارند مشکلاتی چون حفظ الصحه محیطی، نبود سرپناه گرم، نبود آب صحی همه مسایلی هستند که تهدید می کند افراد بیجاشده گان در خیمه ها را."
مشکلات:
باوجود مساعدت های همه ساله باز هم چالش های جدی مهاجرین را تهدید می کنند. مهاجرانی خیمه نشین در کابل هر سال با کمبودی های گوناگونی چون نداشتن سرپناه گرم، حفظ الصحه محیطی، آب صحی، مواد سوختی وادویه مواجه اند.
خانم ایتا شویته، سرپرست بخش افغانستان اداره عالی سازمان ملل درامورمهاجران در افغانستان گفت:"مساعدت های عاجل نیازمندی های فوری را رفع مینمایند، اما از اینکه ده ها هزار نفر در شرایط ناگوار به سر میبرند، خطر مریضی و مرگ میر هنوز هم باقی است."
راه حل:
خانم شویته افزود:"جهت حل این مشکل نیاز به یک تعهد جدی است. هر خانواده ی افغان حق دسترسی به سرپناه گرم، آب پاک آشامیدنی و حفظ الصحه اساسی را دارد. جهت جلوگیری از مرگ میر، در حال حاضر و در سال های آینده باید کار های زیادی صورت گیرد. اجتماعات بیجاشده به حمایت بیشتر جهت مقابله از اخراج و بیجاشدگی بیشتر و سرپناه کافی در کابل و سایر مناطق نیاز دارند."
آقای انوری با راه اندازی برنامه های بهبودی، افزود:"تا جایی که مربوط وزارت مهاجرین و عودت کننده گان می شود برای راه حل این مشکلات ما پالیسی ملی را برراه انداختیم که تا ختم سال جاری نهایی می سازیم و روی کار می آوریم."